تبر گرفتن جهت بریدن قتاد شتر را. (قتاد: درختی است سخت خارناک- گون)
ابل ٌقُتادی ̍: شترانی که از خوردن قتاد درد شکم گرفته باشند
«ذَاتَ»: حالت. صاحب.
«بَیْن»: این واژه از اضداد است و به معنی وصلت و فُرقت آمده است.
«ذَاتَ بَیْنِکُمْ»: حالتی که مایه پیوند شما میگردد. حالتی که مایه جدائی شما میشود.
«انفال» جمع «نَفل»، به معناى زياده و عطيّه است.
چنانكه به زيادتر از نمازهاى واجب، نافله گفته مىشود
و عطاى فرزند به حضرت ابراهيم «نافله» به حساب آمده است. «وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً»
در روايات و كتب فقهى، منابع طبيعى و ثروتهاى عمومى، غنائم جنگى، اموال بىصاحب
مثل: زمينى كه صاحبش آن را رها كرده، اموال مردگان بىوارث، جنگلها، درّهها، نيزارها،
زمينهاى موات، معادن و ... از انفال شمرده شدهاند.
مؤمن، دارايى خود را بخشش الهى مىداند،
نه محصول دست رنج خويش و اين عقيده، گذشت و انفاق را بر او آسان مىكند.
«رِزْقٌ كَرِيمٌ»، به معناى رزق و روزى دائمى، بىمنّت، وسيع و خالص است. کریم: پاک و فراوان
فرق بیت و دار را در بیارم
الشوكة: شوك: خار.
شوكت در آيه ، به معنى قدرت است .
ذاتِ الشَّوْكَةِ : صاحب قدرت. گويا اين از آن جهت است كه قدرت آنها به منزله خار براى ديگران است.
يحق الحق: حق در اصل به معنى مطابقت و موافقت است .
احقاق حق: ثابت و روشن كردن حق.
«دابِرَ»، به معناى عقب و دنبالهى چيزى مىباشد
امدادهاى غيبى وقتى تحقّق پيدا مىكند كه آنچه را خداوند در ظاهر به ما داده است، به كار گرفته باشيم. «مُمِدُّكُمْ»
بشرى: بشارت و بشرى: خبر مسرت بخش كه اثر آن در بشره (پوست و چهره) ظاهر مىشود.
نعاس: خواب كم. «النعاس: النوم القليل»، چرت و اول خواب نيز گفتهاند.
رجز: آن در اصل به معنى لرزه و اضطراب و در آيه ، به معنى وسوسه شيطان است كه موجب اضطراب مىشود.
يربط: ربط: بستن.
«ربط على قلبه»: قلبش را بست و محكم كرد لِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ : تا قلب شما را محكم و مطمئن كند
در روايتى خداوند مىفرمايد: بنده با نافله و كارهاى مستحب به مقام قرب رسيده، دست او دست من، گوش او گوش من و تمام اعضا و جوارح او خدايى مىشود و آنچه بخواهد، همان مىشود. انّه ليتقرّب الىّ بالنافلة حتّى احبّه فاذا احببتُه كنتُ سمعه الّذى يسمع به و بصره الّذى يبصر به و لسانه الّذى ينطق به و يده الّذى يبطش بها ان دعانى أجبتُه و ان سألنى أعطيتُه ...
دواب: دبّ و دبيب: راه رفتن آرام، حركت خفيف. دابّة: جنبنده . دواب: جنبندگان.
امام صادق عليه السلام «خداوند نمىگذارد انسان، باطل را حقّ ببيند»
يحول: حول: تغير و انفصال. «يحول»: فاصله قرار مىدهد و حائل ايجاد مىكند.
«در فتنهها مثل بچّه شترى باشيد كه نه از شما بار بكشند و نه شما را بدوشند و نه از شما بهرهبردارى كنند. «كن فى الفتنة كابن الّبون، لاظهر فيركب و لاضرع فيحلب» حضرت علی
ليثبتوك: اثبات در اينجا به معنى ثابت نگاه داشتن و حبس است . «ليثبتوك»:تا حبس كنند تو را.
(کاری که تشیدی با من کرد آچمز)
اولياء: سرپرستان، اراده كنندگان
حضرت على عليه السلام مىفرمايد: «اللّه اللّه فى بيت ربّكم لا تخلوه ما بقيتم فانّه ان تُرك لمتناظروا» «1»، از خدا پروا كنيد، از خدا پروا كنيد، دربارهى خانهى خدايتان كه اگر آن را رها كنيد و تعطيل شود، عذاب الهى، بىدرنگ شما را فراخواهد گرفت.
حسرة: حسر در اصل به معنى كشف است. آن در آيه به معنى ، اندوه از فوت چيزى است
ينتهوا: انتهاء. انزجار از آنچه نهى شده كه معناى ترك كردن مىدهد . نهى به معنى زجر و منع است.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: «خواب بر سه قسم است: يا بشارتى از سوى خداوند است،
يا غم و اندوهى از طرف شيطان مىباشد و يا مشكلات روزمرّهى انسان كه در خواب آن را مىبيند».
در حديثى ديگر آن حضرت فرمودند: «رؤياى افراد صالح، بشارتى از جانب خداوند است
و جزيى از اجزاى نبوّت است»
ريح: مراد از آن در آيه، قدرت و نيرو است كه ريح (باد) توأم با نيرو است
جار: امان و پناه و مدافع. ناگفته نماند: جار در اصل به معنى همسايه است. به نظر راغب چون حق همسايه بزرگ است ؛ لذا به هر كسى كه حق او بزرگ است و يا حق ديگرى را بزرگ مى داند ، جار گفته مى شود.
حضرت على عليه السلام در خطبه قاصعه بدان اشاره كرده و در دعاى كميل مىخوانيم: الّلهم اغفر لى الذنوب الّتى تهتك العصم ... الّلهم اغفر لى الذّنوب الّتى تغيّر النّعم …
در نامه حضرت على عليه السلام به مالك اشتر مىخوانيم: «هيچ چيز مانند ظلم وستم، نعمتهاى الهى را تغيير نمىدهد، چون خداوند نالهى مظلوم را مىشنود، در كمين ظالمان است».
امام صادق عليه السلام فرمودند: «همواره از سختىها و گرفتارىهاى روز و شب كه عقوبت معصيت و گناهان شماست، به خدا پناه ببريد».
تثقفنهم: ثقف: پيدا كردن و مصادف شدن.
تَثْقَفَنَّهُمْ» از «ثقف»، به معناى درك چيزى است از روى دقّت و سرعت. يعنى در برخورد با كفّار، كاملًا هوشيار باشيد تا غافلگير نشويد.
«تشريد»، به معناى ايجاد ناامنى و اضطراب و متفرّق ساختن است. يعنى چنان به دشمن حمله كنيد و برنامهريزى جنگى داشته باشيد كه حاميان پشتپرده و نيروهاى پشت جبههى آنان، به وحشت افتاده و به فكر حمله و پشتيبانى نباشند.
جنحوا: جناح؛ بال پرنده. دو طرف شيء را دو جناح گويند مثل دو جناح لشكر. فعل جنح به معنى ميل كردن است. «جنحوا»: ميل كردند و مايل شدند.
حسبك: حسب (بر وزن عقل) : كفايت. حَسْبَكَ اللَّهُ خدا براى تو كافى است .
اين تسميه ظاهرا براى آن است كه ميان كفايت كننده و كفايت شده حساب هست
امام صادق عليه السلام فرمودند: «در آغاز كار، يك مؤمن مأمور بود كه با ده مشرك جهاد كند و حقّ فرار و پشت كردن نداشت».
هاجروا: هجر و هجران آنست كه انسان از ديگرى جدا شود. خواه با بدن باشد يا با زبان يا با قلب. مهاجرت در اصل به معنى متاركه غير است. در عرف به معنى هجرت از محلّى به محلّى و در عرف قرآن هجرت از دار كفر به دار ايمان است . «هاجروا»: از مكه به مدينه هجرت كردند.
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: هنگامى كه در محل و سرزمينى كه در آن زندگى مىكنى نافرمانى و معصيت خدا مىكنند، از آنجا به جايى ديگر هجرت كن. «اذا عصى اللّه فى ارض انت فيها فاخرج منها الى غيرها»
با آیات منتخب :
7: ...يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ...
إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ
وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ
وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ
وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ
وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ ﴿۱۱﴾
و به ياد آر آنگاه را كه خدا چنان ايمنيتان داده بود كه خوابى سبك شما را فروگرفت و از آسمان برايتان بارانى باريد تا شستوشويتان دهد و وسوسه شيطان را از شما دور كند و دلهاتان را قوى گرداند و قدمهاتان را استوار سازد.
17: ...وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى ...
وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿۲۴﴾
بقره250: ...رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا...(برای تصحیح دعای بعد نماز)
40: ..فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
53: ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
60: ...وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ
62 و 64 : حَسْبَكَ اللَّهُ
63: اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ
70: ... إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ ...
با سوالاتم :
اساطیرالاولین چی هستن؟
سنت الاولین ؟
ده برابر نه. بخاطر ضعفتون دو برابر