با بزرگان علم و عرفان

سلسله موی دوست

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

با سوره حدید-57

توسط | شنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۱ |
  • سبح: خداوند ذاتا از آلودگيها و از نيازها و از نقصها پاك و منزه است، تسبيح و سبحان اللَّه گفتن اقرار به اين واقعيت در ذات پاك خداست.

آغاز هشت سوره قرآن، با تسبيح خداوند مى‌باشد: اسراء، نحل، حديد، حشر، صفّ، جمعه، تغابن و اعلى. و بيش از نود بار اين واژه در قرآن آمده است،

در حالى كه تنها چهار سوره با حمد الهى آغاز مى‌گردد: حمد، انعام، سبأ و فاطر. و حدود هفتاد بار اين واژه با مشتقاتش در قرآن آمده است.

شايد رمز غلبه تسبيح بر حمد خداوند، اهميّت مبارزه با شرك و خرافات و فراوانى آن در عقايد بشرى و تقدّم پيرايش بر آرايش باشد.

همان گونه كه در اذكار نماز، «سبحان الله» مقدّم بر «الحمد لله» است.

  • استوى: اين كلمه اگر با «علي» باشد به معني استقرار آيد، نظير اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ‏ يعنى بر تخت استقرار يافت و اگر با «الى» باشد به معنى قصد و توجه است.
  • يلج: ولوج: دخول. «ولج الشي‏ء في غيره: دخل» راغب دخول در جاى تنگ گفته است، ظاهرا آن در بعضى جاهاست و گرنه در نهج البلاغه نامه 24 آمده «ليولجه به الجنة».
  • ذات: مؤنث «ذو» به معنى صاحب است.
  • انفقوا: انفاق: خارج كردن مال در راه خدا، اعم از واجب و مستحبّ. نفق (بر وزن شرف) و نفاق (بفتح- ن) به معنى خروج يا تمام شدن است، نفقه: آنچه مصرف شده و از دست خارج مى‌‏شود.
  • «قرض»، به معناى بريدن و جدا كردن بخشى از مال است.
    «مقراض» وسيله بريدن است و «قراضه» به مالى گفته مى‌شود كه از بدنه جدا شده است.

    قرض در قرآن همراه با كلمه «حسن» آمده است، يعنى فورى پرداخت شود، بى‌منّت باشد، قبل از سؤالِ سائل باشد، در حدّ وفور باشد، براى كارهاى مفيد و لازم باشد.

  • نقتبس: اقتباس: گرفتن آتش. قبس شعله‌‏اى از آتش است كه از آتش بزرگى گرفته شود نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ‏ يعنى از نور شما نور بگيريم.
    «اقتباس» به معناى برگرفتن قطعه‌اى از آتش است.
  • سور: ديوار. «قبل» (بر وزن عنب): طرف.
    «سور» به معناى ديوار و برج و باروى بلندى است كه در قديم دور شهرها مى‌كشيدند تا مانع ورود بيگانه شود.
  • انظرونا: نظر اگر متعدى بنفسه باشد به معنى انتظار و مهلت و اگر با «الى» باشد به معنى نگاه كردن و اگر با «في» باشد به معنى تأمل و دقت كردن است
    «انْظُرُونا» از ريشه «نظر» است. اين واژه اگر بدون «الى» بيايد به معناى انتظار و مهلت دادن است، واگر با «الى» بيايد به معناى نظر كردن است،
  • تربصتم: تربص: انتظار.
    «تربص» به معناى انتظار كشيدن است.
  • امانى: امنية: آرزوى كاذب، جمع آن امانى است آن به معنى دروغ نيز آيد، در آرزوي حق نيز به كار رود،
    «امانى» جمع «امنيه» به معناى آرز
  • غرور: فريب دهنده. مانند: مال، جاه، شهوت و شيطان
    و «غرور» به معناى فريبنده، يكى از لقب‌هاى شيطان است.
  • فديه: فدي، فديه، فداء: عوض. عوضى كه انسان از براى خود مى‌‏دهد.
  • مأوى: جايگاه. «اوي» نازل شدن، منضم شدن.
  • مولاكم: مولى: سرپرست. مالك عبد، رفيق، غلام. آن در آيه به معنى سرپرست يا سزاوار است.
  • يان: انى: نزديك شدن. رسيدن وقت چيزى.
    «يَأْنِ» از «آن»، به معناى مطلق زمان است.
  • امد: مدت. زمان. (زمان محدود و مجهول الحد)
  • مصدقين: در اصل متصدقين بود كه تاء به صاد قلب و در آن ادغام شده است آن با تشديد صاد و دال است.
  • «صديق» به كسى گفته مى‌شود كه سر تا پا راستى و درستى است و دل و زبان و عمل او يكى است و صداقت جزء خلق و خوى او شده است. در قرآن، اين لقب به كسانى همچون ابراهيم، ادريس، يوسف و مريم عليهم السلام داده شده است،
  • «شهداء» به معناى گواهان است
  • عب: بازى. فعلى كه در آن مقصد صحيحى نيست.
  • لهو: مشغول شدن. راغب گويد: لهو آنست كه انسان را از آنچه مهم‏ است باز دارد.
  • تكاثر: كثرت طلبى، افزون طلبى، «تكاثر القوم: كثروا» على هذا آن در آيه به معنى بين الاثنين نيست.
  • غيث: باران. طبرسى فرموده: بارانى كه در وقت حاجت آيد، زيرا آن غوث است و آن نصرتى است كه در وقت شدت مى‏‌آيد و ضرر را از بين مى‏برد.

    «غَيْثٍ» از «غياث» به معناى باران مفيد است، ولى «مطر» شامل باران مضرّ نيز مى‌شود.

    شايد به اين جهت كه باران، پاسخ ناله ونياز مردم است، «غيث» ناميده مى‌شود.

  • كفار: زارعان. كفر در اصل به معنى پوشاندن و مستور كردن است و چون زارع تخم را در زمين مستور مى‌‏كند، او را كافر گويند، جمع آن كفار آيد.
  • يهيج: هيج: خشك شدن. «هاج النبت هيجا: يبس».
    «يَهِيجُ» از هيجان به دو معنا آمده است: خشكيدن گياه، جوش و خروش.
  • «حطام» به معناى گياهى است كه از شدّت خشكيدگى مى‌شكند، مثل كاه.
  • غرور: (به ضم اول) فريب دادن
  • نبرأها: برء و بروء: آفريدن «برء اللَّه الخلق: خلقهم» آن در اصل به معنى كنار شدن و خلاص شدن است خلقت را از آن «برء» گفته‏اند، كه شى‏ء از عدم به طرف وجود كنار مى‏‌شود.
    «نَبْرَأَها» از «برء» به معنى پديد آوردن است.
  • در حديث مى‌خوانيم: بلاها براى ظالم وسيله ادب و هشدار است، ولى براى مؤمنان وسيله آزمايش و رشد و براى انبيا وسيله دريافت درجات و براى اولياى خدا وسيله‌ى دريافت كرامت است. «البلاء للظالم أدب و للمؤمن امتحان و للانبياء درجة و للاولياء كرامة»
  • تأسوا: اسى: اندوه،
  • تفرحوا: فرح: سرور توأم با تكبر، در اقرب الموارد گويد: سرور و حبور در شادى ممدوح به كار مى‌‏رود ولى فرح، در شادى مذموم كرد موجب تكبر است.
  • مختال: متكبر. خيلاء: تكبر از روى خيال و فرض.
    «مُخْتالٍ» به معناى تكبرى است كه بر اساس توهّم و تخيل بزرگى باشد.
  • ريشه بخل، حفظ برترى و فخر فروشى است، زيرا اگر نعمت‌ها در دست ديگران نيز باشد، وسيله فخر فروشى از دست مى‌رود.

امام على عليه السلام در خطبه 183 نهج‌البلاغه مى‌فرمايد: «فالله الله معشر العباد و انتم سالمون فى الصحة قبل السقم و فى الفسحة قبل الضيق فاسعوا فى فكاك رقابكم من قبل ان تغلق رهائنها أسهروا عيونكم و أضمروا بطونكم و استعملوا اقدامكم و انفقوا اموالكم و خذوا من اجسادكم فجودوا بها على انفسكم و لا تبخلوا بها عنها فقد قال الله سبحانه: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ» و قال تعالى: «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ» فلم يستنصركم من ذل و لم يستقرضكم من قل استنصركم و له جنود السماوات و الارض و هو العزيز الحكيم و استقرضكم و له خزائن السماوات و الارض و هو الغنى الحميد و انما اراد ان يبلوكم ايكم احسن عملا فبادروا باعما لكم تكونوا مع جيران الله فى داره»

خدا را خدا را در نظر بگيريد، اى گروه بندگان! در اين حال كه در نعمت تندرستى غوطه‌وريد، پيش از آنكه بيمارى به سراغتان آيد، و در اين حال كه در گشايش و آسايش به سر مى‌بريد پيش از آنكه تنگناهاى زندگى شما را در خود فرو برد. پس بكوشيد در آزادسازى گردن‌هايتان پيش از آنكه با زنجيرهاى گرو بسته شويد.

شب‌زنده‌دارى كنيد و شكم‌هايتان را خالى نگهداريد. در راه خيرات گام‌هايى برداريد و اموالتان را به مستمندان انفاق كنيد. از بدن مادّى بگيريد و براى پيشبرد نفوستان بهره‌ها برداريد و به خاطر علاقه به بدن، از رشد نفوس خود بخل نورزيد. خداوند سبحان فرموده است: اگر خدا را يارى كنيد، خدا هم شما را يارى مى‌كند و شما را ثابت قدم مى‌دارد و فرمود:

جلد 9 - صفحه 484

كيست كه خداوند را قرض نيكو دهد تا خداوند چندين برابر براى او بيافزايد و براى اوست پاداشى بزرگ. خداوند، از روى ذلّت و خوارى، از شما يارى نخواسته و يا براى جبران كمبود خود، از شما قرض نخواسته است. از شما يارى خواسته در حالى كه سپاهيان آسمان‌ها و زمين به فرمان او هستند و او عزيز و حكيم است. از شما وام خواسته در حالى كه خزائن آسمان‌ها و زمين از آنِ اوست و او تنها بى‌نياز و شايسته حمد و ستايش است.

و جز اين نيست كه خداوند اراده كرده است شما را بيازمايد تا آن كس كه عملش نيكوتر است، بروز نمايد. پس با اعمال نيكوى خود بر ديگران پيشدستى كنيد، باشد كه در بارگاه خداوندى با همسايگان ويژه خداوند دمساز باشيد.

سيماى بخل در روايات‌

حضرت على عليه السلام از فرزندش امام حسن عليه السلام پرسيد: شُحّ چيست؟ پاسخ فرمود: «ان ترى ما فى يدك شرفا و ما انفقت تلفا» آنچه را در دست دارى مايه شرافت خود بدانى و آنچه را انفاق مى‌كنى، تلف شده بپندارى.

«البخل بالموجود سوء الظن بالمعبود» بخل، نشانه بدگمانى به خداست.

امام صادق عليه السلام، يك شب در حال طواف، چنين دعا مى‌كرد: «اللهم قنى شح نفسى» خدايا! مرا از بخل حفظ فرما.

بخل فقط در مال نيست، بلكه در احترام به مردم نيز برخى بخل مى‌ورزند. «البخيل من بخل بالسلام» ، آنكه در سلام بخل ورزد، بخيل است.

«البخل باخراج ما افترض الله من الاموال اقبح البخل» بدترين بخل، بخل در پرداخت واجبات مالى چون خمس و زكات است.

«البخيل حقا من ذكرت عنده فلم يصل على» پيامبر فرمود: بخيل حقيقى، كسى است كه نام من نزد او برده شود، ولى او بر من درود و صلوات نفرستد.

«لا تدخلن فى مشورتك بخيلا» افراد بخيل را طرف مشورت خود قرار ندهيد.

«النظر الى البخيل يقسى القلب» نگاه به بخيل، انسان را سنگدل مى‌كند.

  • قسط: عدالت. حصه‌‏هاي مساوى را اقساط گويند. هر چه گشتيم فرقى بين عدل و قسط پيدا نشد.

بهره‌گيرى از آهن، بارها در قرآن مطرح شده است. ذوالقرنين براى ساختن سد معروف خود، از مردم، آهن تقاضا كرد. نرم شدن آهن در دست حضرت داود، يكى از نعمت‌هاى ويژه خداوند به اوست، «أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ» «5» در اين آيه نيز براى آهن كلمه منافع به كار رفته است، در قيامت نيز برخى ابزار عذاب مجرمان از آهن است. «وَ لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ»

  • قفينا: قفو: در پى آمدن. «قفا اثره قفوا: تبعه» تقفيه: تابع كردن، كسى را در پشت سر كسى قرار دادن‏ قَفَّيْنا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ‏ يعنى عيسى بن مريم در پى آنها آورديم.
  • رهبانية: رهبانيت عرفا آنست كه: انسان از مردم بريده و مشغول عبادت شود در اثر خوف از خدا (الميزان)، راغب گويد: آن افراط در عبادت است از فرط خوف
  • «رهبانيت»، از «رهبت» به معناى خوف و خشيت است. به كسانى كه به انگيزه خشيت از خداوند، از مردم كناره مى‌گيرند و به عبادت خدا مى‌پردازند، رُهبان گفته مى‌شود.
  • گاهى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بر بعضى زنان خود كه ژوليده بودند نهيب مى‌زد و مى‌فرمود: «مالى اراك شعثاء مرهاء سلتاء» «3» چرا (در خانه) مويى ژوليده و نامرتب و بدون آرايش داريد.
    شعثاء : زن آشفته موی
    مرهاء : زن تباه چشم از نکشیدن سرمه
    سلتاء : زنی که خضاب یا رنگ و حنا نبسته باشد
  • كلماتِ‌ «رَؤُفٌ»* و «رَحِيمٌ»* ده بار در قرآن در كنار هم آمده است. «رَؤُفٌ»* به معناى دلسوزى براى رفع سختى و تلخى است و «رَحِيمٌ»* به معناى محبّت و رحمت بعد از رفع‌ تلخى و سختى. رأفت در مورد دفع شرّ است و رحمت و مورد جلب خير.

  • كفلين: كفل: بهره. نصيب. چند برابر. «كفلين»: دو نصيب.
موضوعات وب
  • با حضرت اویس قرنی
  • با حضرت علی ع
  • با پیامبر ص
  • با حافظ
  • با نظامی
  • با حضرت ابراهیم ادهم
  • با سهروردی
  • با مولانا
  • با قرآن
  • با معنی لغات
پیوندها
  • مکتب طریقت اویسی شاه مقصودی
  • قرآن کریم
  • ترجمه گویای فارسی قرآن کریم
  • گنجور
  • شعر کهن
  • دکتر حسین الهی قمشه ای
  • گنج حضور
  • پایگاه جامع قرآن کریم
  • پیمایش گر قرآن
آرشیو وب
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مهر ۱۴۰۱
  • شهریور ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
  • فروردین ۱۴۰۱
  • اسفند ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۴۰۰
  • آذر ۱۴۰۰
  • آبان ۱۴۰۰
  • مهر ۱۴۰۰
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای با بزرگان علم و عرفان محفوظ است .