با بزرگان علم و عرفان

سلسله موی دوست

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

با سوره معارج-70

توسط | دوشنبه سی ام آبان ۱۴۰۱ |

با معنی بعضی کلمات :

معارج: عروج: بالا رفتن. «عرج الرجل في الدرجة و العلم: ارتقى»، معرج: اسم مكان است يعنى محل عروج مانند نردبان و غيره. منظور از معارج در آيه ظاهرا درجات و مقاماتى است كه ملائكه و بندگان مقرب در آن قرار مى‌‏گيرند
«معارج» جمع «معرج» به معناى محلّ عروج و صعود است و مراد از آن، آسمان‌هاست كه محلّ نزول و عروج فرشتگان مى‌باشد.

مهل: فلز مذاب. اين كلمه فقط سه بار در قرآن آمده است آن را ته مانده روغن زيتون، آهن و مس مذاب و غيره گفته‏‌اند.

عهن: پشم رنگارنگ و مجمع و كشاف مطلق پشم را «صوف» گويند

حمیم: دوست. حميم در اصل به معنى آب جوشان است «الحميم: الماء الشديد الحرارة حمام نيز از آنست خويشاوند و دوست را حميم گويند كه در محبت و حمايت انسان داغ است.

«یَفْتَدِی»: فدا سازد و خویشتن را باز رهاند. از ماده (فداء) به معنی حِفْظ کردن خود از مصائب و مشکلات، به وسیله پرداخت چیزی
«يَفْتَدِي» به معناى فديه و عوض دادن براى رهايى و نجات است.

«صَاحِبَة»: همسر. زن.

فصيلة: اقوام و عشيره كه از شخص منفصل شده‏‌اند، فصيل به معنى مفصول است
«فصيلة» به معناى فاميلى است كه انسان از آن جدا شده است.

«تُؤْوِيهِ» از «مأوى» به معناى پناه دادن است.

«لَظى‌» شعله خالص آتش است.

«اوعى» از «وعاء» به معناى ظرف است و مراد از آن، ذخيره كردن چيزى در ظرف است.

شوى: آن را در آيه اطراف بدن گفته‏‌اند مانند دست، پا، سر، و نيز پوست سر گفته‏‌اند. مفرد آن شواة است. در مجمع فرمايد: «الشوى: الاكارع و الاطراف»
«شوى» به پوست اطراف بدن گويند.

هلوع: بسيار حريص بسيار جزع كننده. طبرسى فرمايد: «الهلوع:الشديد الحرص الشديد الجزع» هلع: جزع و شدة الحرص

حضرت على عليه السلام به فرزندش مى‌فرمايد: آن گونه از خدا خوف داشته باش كه اگر تمام خوبى‌ها را داشته باشى، احتمال بده از تو نپذيرند و آن گونه اميد داشته باش كه اگر تمام بدى‌هاى مردم زمين را داشته باشى، احتمال بده تو را ببخشند.

از امام صادق عليه السلام درباره‌ «حَقٌّ مَعْلُومٌ» سؤال شد، فرمود: اين حق غير از زكات واجب است و مراد آن است كه خداوند به انسان ثروتى داده و او بخشى از آن را جدا كرده و با آن صله‌رحم مى‌كند و مشقّت را از خويشان خود بر مى‌دارد.

«مُهْطِعِينَ» به معناى گردن كشيدن يا خيره نگاه كردن يا به سرعت راه رفتن براى جستجوى چيزى است.

مراد از «الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ»، مشرق و مغرب‌هاى خورشيد است، زيرا خورشيد در هر روز از ايّام سال، مشرق و مغربى جداگانه دارد و از نقطه‌اى طلوع و در نقطه‌اى ديگر غروب‌ مى‌كند و هيچ گاه از مشرق ديروزش طلوع و در مغرب ديروزش غروب نمى‌كند.
در باره‌ى مشرق و مغرب، در قرآن سه گونه تعبير آمده است:
به صورت مفرد: «الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ» «2»*، به صورت تثنيه: «الْمَشْرِقَيْنِ* و الْمَغْرِبَيْنِ» «3» و به صورت جمع. «الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ»
در نگاه كلّى يك سمت مشرق و يك سمت مغرب است.
در نگاه ديگر، تغيير مدار در تابستان و زمستان است كه مدار تابستان در شمال و مدار زمستان در جنوب است پس خورشيد، دو مشرق و دو مغرب دارد.
و در نگاه دقيق‌تر، هر روز يك نقطه طلوع و غروب دارد كه در واقع 365 مشرق و 365 مغرب مى‌شود.

  • اجداث: جدث قبر، جمع آن اجداث است.
  • سراعا: سرعت: شتاب. سريع: شتابنده، جمع آن سراع است.
  • نصب: چيز منصوب، مانند علامتهايى كه در راه نصب مى‏‌كنند و مانند هدفها.
    «نُصُبٍ» به علامتى گويند كه در راهها نصب مى‌شود تا راه گم نشود
  • يرفضون: ايفاض: شتاب كردن

موضوعات وب
  • با حضرت اویس قرنی
  • با حضرت علی ع
  • با پیامبر ص
  • با حافظ
  • با نظامی
  • با حضرت ابراهیم ادهم
  • با سهروردی
  • با مولانا
  • با قرآن
  • با معنی لغات
پیوندها
  • مکتب طریقت اویسی شاه مقصودی
  • قرآن کریم
  • ترجمه گویای فارسی قرآن کریم
  • گنجور
  • شعر کهن
  • دکتر حسین الهی قمشه ای
  • گنج حضور
  • پایگاه جامع قرآن کریم
  • پیمایش گر قرآن
آرشیو وب
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۱
  • آذر ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مهر ۱۴۰۱
  • شهریور ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
  • فروردین ۱۴۰۱
  • اسفند ۱۴۰۰
  • بهمن ۱۴۰۰
  • آذر ۱۴۰۰
  • آبان ۱۴۰۰
  • مهر ۱۴۰۰
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • تیر ۱۴۰۰
  • خرداد ۱۴۰۰
  • اردیبهشت ۱۴۰۰
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای با بزرگان علم و عرفان محفوظ است .