توسط
| یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ |
حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ
مَتٰی ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا و اَهْمِلْها :
وقتی آنکس را که هوایش را کردی ملاقات نمودی، وداع کن با دنیا و مُهمَلاش بگذار
یا
وقتی که به کسی دوست داری (تهوی) نمیرسی(ما تلق)، رها کن دنیا را، آن را واگذار کن.
یا
هرگاه به چیزی دنیوی تمایل پیداکردی بی درنگ رهایش کن وهرکه وهرچه جز اوست نادیده بگیر.
یا
وقتی به معشوق رسیدی هرچه را که جز اوست نادیده بگیر.
.
متی: هرگاه
تَلقَ: ازفعل لقی یلقی به معنی کسی را دیدن یا با کسی برخورد کردن.
تَهوَی: ازفعل هوی یهوی به معنی دوست داشتن.
دَع: صیغه امر ازفعل وَدَعَ یَدَعُ به معنی ترک کردن و واگذاشتن.رها کردن
اَهمِل: صیغه امر از فعل اهمَلَ به معنی بی مصرف گذاشتن چیزی یا فراموش کردن آن.بی توجهی کردن
.